X
تبلیغات
روانشناسی تحلیلی
روانشناسی بالینی جمعه 1391/10/01 0:3

روانشناس بالینی متخصصی است که در زمینه ارزیابی، تشخیص و درمان غیر دارویی مشکلات و بیماری­­های روانی، آموزش آکادمیک دیده است.

روانشناسان بالینی با استفاده از مصاحبه و انجام آزمون­های استاندارد و معتبر روانشناختی، مسائل و مشکلات بین فردی و درون­روانی را شناسایی می­کنند و با استفاده از تکنیک­های مبتنی بر نظریه و پژوهش به درمان این مشکلات می­پردازند. منظور از مشکلات و بیماری­های روانی در اینجا الزاما ابتلا به جنون (روانپریشی) نیست. امروزه انسان­ها در سراسر دنیا برای درک و حل بسیاری مشکلات فکری، عاطفی، هیجانی، ارتباطی، شغلی، خانوادگی یا تحصیلی در زندگی خود، به مشاوران و روانشناسان بالینی مراجعه می­کنند. یعنی مشکلات و مسائلی که همه انسان­ها ممکن در طول زندگی خود بارها با آنها مواجه گردند. یک مشاور یا روانشناس نیز ممکن است برای حل برخی تعارضات خود به یک روان درمانگر دیگر مراجعه نماید.

روان­درمانی

روان­درمانی حرفه تخصصی روانشناس بالینی و روانکاو است. البته مشاوران و روانپزشکان زیادی نیز در سراسر دنیا با گذراندن دوره­های آموزشی روان­درمانی و کسب تخصص در این زمینه، به روان­درمانی اشتغال می­ورزند.

روان­درمانی نوعی درمان از طریق کلام و گفتگو است، که بیش از یک قرن قدمت دارد. اگرچه این گفتگو با گفتگوها و درد دل­های عادی در زندگی روزمره تفاوت دارد. زیرا روان­درمانی یک فرآیند مبتنی بر نظریه و پژوهش است، و به عبارتی یک فرآیند علمی است. فرآیندی سلیقه­ای نیست، و چندان ارتباطی به تجارب شخصی درمانگر ندارد.

روان­درمانی ارائه­دادن توصیه­ها و نصیحت­های پدربزرگ­منشانه و یا دلداری­دادن­های سطحی و زودگذر نیست. همچنین، روان­درمانگر در مورد مراجع خود دست به قضاوت­های اخلاقی و شخصی نمی­زند. قضاوت­ها و توصیه­های روانشناس، قضاوت­ها و توصیه­هایی علمی هستند؛ یعنی مبتنی بر نظریه­ها و پژوهش­های روانشناختی­اند و نه مبتنی بر تجارب، عقاید و علائق شخصی درمانگر.

روان­درمانی یک فرآیند مشارکتی و نیازمند حضور فعال مراجع است. به عنوان مثال، اگرچه یک روان­درمانگر چیزهای زیادی پیرامون افسردگی می­داند، اما افسردگی شخص الف ممکن است دلایل و ریشه­های متفاوتی با افسردگی شخص ب داشته باشد. در واقع این خود مراجع است که سفری را برای درک و شناخت بهتر خود آغاز می­کند. در این سفر، مراجع با جنبه­های گوناگون روان خود اعم از تفکرات، هیجانها، احساسات و عواطف، تمایلات غریزی، تعارض­ها، دردها، عشق و نفرت­ها، ترس­ها، آرزوها و خواسته­های هشیار و ناهشیار خود آشنا می­گردد؛ الگوهای رفتاری و نگرش­های خود پیرامون خودش، دیگران و پدیده­های زندگی را در خود شناسایی می­کند و همزمان، شیوه­های جدید رفتار کردن، الگوهای جدید برقراری ارتباط، دیدگاه­ها و نگرش­های تازه­ را کشف می­کند. روان­درمانگر در طول این مسیر، با استفاده از تئوری، تکنیک­های درمانی، پژوهش­های قبلی، تجارب درمانی خود و تجارب مکتوب درمانگران گذشته و حال در سراسر دنیا، به مراجع در به انجام رساندن مناسب و بهینه این فرآیند یاری می­رساند. روان­درمانگر به جای اینکه به مراجع امر و نهی کند و بگوید که چه کاری را انجام دهد و چه کاری را انجام ندهد، به مراجع کمک می­کند که بتواند با قسمت­هایی از وجود خود که مورد غفلت قرار گرفته­اند، مواجه شود و آنها را درک نماید. همچنین، بتواند در فضایی امن و خالی از انتقادها و قضاوت­های شخصی دیگران، به گونه­ای متفاوت از گذشته، به خود، دیگران و زندگی نگاه کند، و در نهایت، به یک صلح درونی دست یابد.

روان­درمانی همچنین یک فرآیند اکتشافی است. حقیقت، به تدریج و با تلاش و کوشش کشف می­گردد. درمانگر و مراجع به صورت تدریجی درمی­یابند که مثلا چرا شخص الف همواره با دیدن شخص ب دچار اضطراب می­گردد؟ یا چرا شخص الف همواره در فلان موقعیت دچار خشم شدید می­شود؟ چرا در انجام کارها، احساس کفایت، رضایت و لذت ندارد؟ چرا احساس درماندگی می­کند؟ چرا از زندگی زناشویی خود لذت نمی­برد؟ چرا دائما در محیط کار دچار مشکل می­شود؟ چرا همواره گرایش دارد به اینکه خود را برای کوچکترین خطاها سرزنش کند؟ چرا همواره با کسانی رابطه برقرار می­کند که به او ضربه می­زنند؟ و بسیاری چراهای دیگر.

روان­درمانی می­تواند به صورت درمان فردی، زوج­درمانی، خانواده­درمانی یا گروه­درمانی، و نیز با استفاده از رویکردهای گوناگون موجود مانند روانکاوی کلاسیک، روان­درمانی پویشی (تحلیلی)، رفتاردرمانی، شناخت­درمانی، گشتالت­درمانی یا سایر رویکردهای درمانی معتبر انجام شود. روان­درمانی به هر شکلی که انجام گیرد، اصول اساسی و بنیادین حاکم بر آن تقریبا یکسان است.

مردها و روان­درمانی

مردها از دوران کودکی در محیط خانواده، و سپس در مدارس، جمع دوستان و سایر محیط­های اجتماعی می­آموزند که به لحاظ عاطفی، احساسی و هیجانی، زیاد به دیگران نزدیک نشوند و همواره فاصله­ای را میان خود و دیگران حفظ نمایند.

آنها همچنین می­آموزند که ابراز کردن احساسات و عواطف عمیق در حضور دیگران، برقراری رابطه نزدیک و صمیمانه با سایر افراد و بیان کردن نیازها، دردها، مشکلات و نگرانی­های شخصی به دیگران، همگی رفتارهایی زنانه­اند و اینکه مردها باید از اینگونه رفتارها پرهیز نمایند. و نیز می­آموزند که همیشه متکی به خود باشند، مسائل و مشکلاتشان را خودشان حل کنند و کمک گرفتن از دیگران را یک ضعف یا شکست قلمداد نمایند. اینگونه باورها و نگرش­های سنتی، افراطی و کلیشه­ای پیرامون مردانگی نه­تنها میزان رضایت مردها از زندگی را کاهش می­دهد، بلکه آنان را برای مشکلات و آشفتگی­های روانی مانند اضطراب، افسردگی، سوءمصرف مواد و مشکلات زناشوئی مستعد می­سازد. از آنجاکه فرآیند روان­درمانی نوعی رابطه بین فردی است که در آن، افکار، احساسات، عواطف، هیجان­ها، نیازها، دردها، مشکلات و نگرانی­ها، ترس­ها و آسیب­های مراجع مورد بررسی قرار می­گیرد، مردانی که باورها و نگرش­های بسیار افراطی، سنتی و کلیشه­ای پیرامون مردانگی دارند، کمتر از سایر مردها از مشاوره و روان­درمانی استفاده می­کنند و زمانی هم که وارد فرآیند درمان می­شوند، خیلی زود، قبل از آنکه به نتیجه خاصی برسند، درمان را ترک می­کنند. لذا مشکل این افراد دوچندان می­شود. یعنی از یک طرف، لذت و رضایت کمتر و مشکلات بیشتری را تجربه می­کنند و از طرف دیگر، کمک کمتری دریافت می­نمایند. این در حالی است که امروزه انسانها در سراسر دنیا همانگونه که برای درمان بیماری­های جسمی به پزشک مراجعه می­کنند و بجای خود-درمانی از درمان علمی و استاندارد پزشک بهره می­برند، برای حل مشکلات فکری/عاطفی/هیجانی خود نیز به متخصصان بهداشت روانی اعم از روانپزشک، روانشناس بالینی، روانکاو و مشاور مراجعه می­نمایند.

نوشته شده توسط مهدی چمی کارپور  | لینک ثابت |